تبليغاتX
باشماق
bashmaq
پاییز گلیر تبریزه

نوخود عمی گل بیزه

دولچا باغیر هاردادی

یوغورد آپارا سیزه

 

بو دلی بیزیم دلی

کونگی وار دویمه لی

گئجه گوندوز کیشنه یر

عاغیل دا یوخ بدلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 19:10  توسط اؤزوم  | 

ناشی لار

شهودی جنابلاری اوز وبلاقیندا بیر گوزل شعر یازمیشدیر. شعری اوخودوم و منیم ده طبعیم جوشا گلدی. اوره ییم خروشا گلدی و اونا بئله بیر نظیره یازدیم 

جیبیمیز چوخ دایاز اولموش بئله اولماز دئدینیز
جیبینیز توربالاشینجا، دده میز یاندی بیزیم
یالانین بوینوزو اولماز، دئدیلر! بیز گولدوک
سیز اونا اوستالاشینجا دده میز یاندی بیزیم
تویوغون قیمتی بئش مین تومنی آشمالی دیر
فیاتی باشدان آشینجا دده میز یاندی بیزیم
"باشماغین" قیمیتی یوخدور بئله "دوزسوز" اولما
چوخ سیاسی" دانیشینجا دده میز یاندی بیزیم
- - -
بو دا جناب شعودی نین شعری:

ناشی لار 
ناشی لار اوستالاشینجان ده ده میز یاندی بیزیم
سورولر داغدان آشینجان   ده ده میز یاندی بیزیم

گئجه لر  گلدیله   قوردلار  ییدیلر   قور  - قویونی
بیزیم ایت لر اولاشینجان   ده ده میز یاندی بیزیم

دئیسه ن   بس  کی   بوراحتلیگه   چاتدین  بوبویا
هئچ بیلیر سن کی یاشینجان ده ده میز یاندی بیزیم

گاه اوزاتدیق باشی گاه گونبه ذه اوخشاتدیق اونی
بیزه  بیر  مود  یاراشینجان   ده ده میز یاندی بیزیم 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مرداد1389ساعت 13:52  توسط اؤزوم  | 

بعله! معلم چینی هم آمد

سعیدلو را که می شناسید، البته که می شناسید! معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی و البته تبریزی. ایشان دو سه روز پیش نشستی با سفیر کشور آزاد چین داشتند که این دیدار و گفت‌وگو نتیجه بسیار جالبی برای ورزش ایران به همراه داشت؛ ورود معلمان ورزش چینی به ایران.

درست حدود یک سال پیش بود که در مورد اجناس چینی و ورود آنها مطلبی را نوشتم. در این نوشته به مسئولان پیشنهاد کردم که حدود ۳۰ میلیون شهروند چینی کارکن و فعال را نیز به کشور وارد کنند. البته در این پیشنهادم هدفی جز خدمت به کشور نداشتم. زیرا چینی ها با حداقل امکانات حداکثر بهره وری در کارها را دارند. فکر می کنم آقای سعید لو یکی از خوانندگان این مطبوعه است و این کار ایشان نیز با الهام از نوشته های بنده می باشد. در همین راستا بنده چوخ سیاسی سعی نمودم با بررسی جوانب ورود معلم ورزش چینی به نتایجی برسم.

به نظرم این تصمیم فواید زیادی دارد اولا با این کار مشت محکمی به دهان برخی افراد زده می شود. ثانیا تا کی باید ورزش مدارس ما شاهد معلمانی باشد که تنها به دلیل بدست آوردن چند مدال ورزشی و یا چند مقام موفق شده اند معلم شوند. خوب این ورزشکاران با توجه به بنیه بدنی قوی خود می توانند سر چهارراهها بایستند و به کارهای یدی از جمله شغل شریف کارگری ساختمان و هر کار دیگری اشتغال اشتغال ورزند.

با ورود معلم ورزش چینی می توانیم با چانه زنی حقوق معلمان ورزش ایرانی را نصف کنیم. انصافا ماهیانه و حقوق آنها خیلی زیاد است و اگر شما می بینید که معلمی عصرها به کار مسافرکشی یا بنکاهداری و یا از این قبیل کارها می پردازد بدانید و آگاه باشید که این کار ایشان برای ظاهر سازی است.

ورود معلم ورزش چینی می تواند مقدمه ای برای ورود سایر معلمان چینی باشد. و ما به جای اینکه " علم را حتی اگر در چین باشد بطلبیم" از وجود معلم چینی استفاده می کنیم.

من پیشنهاد می کنم حتی معلم ادبیات چینی نیز وارد کنیم. در این صورت مجبوریم الفبای خود را نیز به چینی تبدیل کنیم. البته با اینکار فکر می کنم به دلیل کثرت حروف الفبای چینی که بالغ بر دو هزار حرف است طول دوران تحصیل ما از ۱۲ سال به ۳۰ سال افزایش می یابد و این افزایش برای جامعه بهتر است. شما نیز تصدیق می کنید که یک فرد محصل بسیار مفید تر از یک فرد بیکار می تواند باشد. یا اینکه بهتر است بگویم یک فرد محصل ضرر کمتری نسبت به یک فرد بیکار به جامعه دارد. چوخ سیاسی

می توانید خبر مربوط به واردات معلم ورزش چینی را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مرداد1389ساعت 9:43  توسط اؤزوم  | 

من اصولا شخصی هستم که هیچ گاه از وضع موجود راضی نیستم. مثلا این روزها که گرمای هوا بیداد می کند با اعلام تنفر از وضع موجود آرزوی روزهای خوب و سرد زمستان را دارم. حتی خیلی دوست دارم که الان در بالای کوه مرتفعی بودم و در حالی که از سرما دندانهایم به هم می خورد آرزوی یک چای داغ می کردم. در زمستان ها هم آرزوی روزهای داغ تابستان اذیتم می کند. اصولا در هر کاری

خوب الان با یک دستم این جملات ناقص را می نویسم و با دست دیگرم بطری کوچک آب سرد را سر می کشم. راستی واتا متعلق به حسین رضا زاده است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مرداد1389ساعت 19:41  توسط اؤزوم  | 

دللک ایله دوزسوز ایبراهیم

دوزسوز ایبراهیم دللک توکانینا گئدر تا توکلرینی قیرخدیرسین.

دللک اونون باشینی ووران زامان دوزسوز : " آی سلمانی قردش کئچن دونه ده سن منیم باشیمی قیرخمیش ایدین؟" دئدی.

دللک جاواب وئریر:" یوخ قردش! من آلتی آیدی دللک لیگه باخیرام!"

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389ساعت 17:17  توسط اؤزوم  | 

یامان یوغوز و ملانصرالدین

گونلرین بیرینده حاج علی نین توکانینی اوغرو وورار. حاج علی توکانین قاباغیندا دوروب باشینا دویه دویه آغلاییرمیش.

ملانصرالدین توکانین قاباغیندان کئچنده حاجی دان نیه باشینا دویدویونو سوروشار. حاجی اولان بیتنی دئیر. ماللا آغزینی حاجی نین قولاغینا آپاریب بیر سوز دئیه ر.

حاجی بیر نئچه ثانیه سونرا گوزون یوموب و آغزینی آچار. باشاردیغی نه قدر یامان یوغوز واریدی اوغرویا دئیه ر. حاجی یاواش یاواش دای ناموس یامانلاری دئمه یه باشلایار. بیردن حاجینین توکان همسایالارینیدان بیری غیرته گلر و حاجی یا حمله ائدر. بئله لیک له بیزیم ماللا نصرالدین اغرونون کیم اولدوغونو بیلدیرر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 15:1  توسط اؤزوم  | 

آه هارداسان ملانصرالدین!

آلله سیزی ایناندیرسین بو ملانصرالدین حضرتلرینه چوخلو اعتقادیم وار. بو کیشی ظالم لر قارشیسیندا دایانیب اونلارین آنلایا بیلمه دیی بیر دیلل له اونلارین نه قدر بوش و ظالیم اولدوقلارینی گوسترمیش.

ظالیم لر اونون دیلینی آنلاماییب آمما خالق اونون دیلینی یاخشی آنلادی

منجه ایندی بیزیم آرامیزدا ملانصرالدینین یئری بوشدور. کیم بیلیر بلکه ائله احتیاجیمیز اونون خاطره سینی دیریلتمک دیر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 خرداد1389ساعت 23:48  توسط اؤزوم  | 

معلیم شاگیردا دئدی: یاز چینار

شاگیرد یازدی : خیار

معلیم دئدی اوخو! اوخودو پینار!

معلیم دئدی: سنین اوچ غلطین اولدو. ائشیتمک ده، یازماق دا، اوخوماقدا. بس سنین نومره ن اون یئددی اولدو!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اردیبهشت1389ساعت 11:54  توسط اؤزوم  | 

رتبه جالب ایران در مصرف لوازم آرایش!
اين گزارش علت رونق گرفن مواد آرايشي در ايران را در جمعيت 74 ميليوني كشورمان مي‌داند و مي‌افزايد: طبق گزارش موسسه آماري "تي ام بي اي " اروپا 30 درصد مواد آرايشي منطقه خاورميانه در ايران مصرف مي‌شود.
جهان: موسسه آماري "تي ام بي اي " اروپا با بيان اينكه 30 درصد مواد آرايشي منطقه خاورميانه در ايران مصرف مي‌شود؛ اعلام كرد كه ايران هفتمين كشور پر مصرف مواد آرايشي در جهان است.
تلويزيون الجزيره در گزارشي درباره رواج و رونق بازار مواد آرايشي در ايران اعلام كرد كه ايران رتبه هفتم مصرف مواد آرايشي در جهان را به خود اختصاص داد.
اين گزارش علت رونق گرفتن مواد آرايشي در ايران را در جمعيت 74 ميليوني كشورمان مي‌داند و مي‌افزايد: طبق گزارش موسسه آماري "تي ام بي اي " اروپا 30 درصد مواد آرايشي منطقه خاورميانه در ايران مصرف مي‌شود.
اين گزارش‌ها در حالي منتشر مي‌شود كه متخصصان پزشكي و زيبايي روزانه نسبت به زيان‌هاي مواد آرايشي بر پوست انسان هشدار مي‌دهند.


دوزسوز ایبراهیم: قابل توجه تبریزلی نرگیز که در هر روز بیش از ۵ ساعت آن را در جلوی میز آرایش سپری می کند و سعی می کند با این وسایل آرایشی اصلاح ژنتیکی در خود بوجود آورده و خود را بور جا بزند!

البته توهم و نژادپرستی در جامعه ما آنچنان ریشه دوانده است که هیچ کس دوست ندارد بداند که رنگ پوست او خیلی توفیر دارد با آن نژادهای من درآوردی البته به جز عده قلیلی که من در موردشان حرفی ندارم!!! به همین خاطر است که موهایمان را رنگ کی کنیم! لنز می گذاریم. از هزار جور کوفت و زهرمار آرایشی استفاده می کنیم تا تغییرماهیت دهیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت 18:27  توسط اؤزوم  | 

هر گون گوزل بیر باشماغیم اولمادیغی اوچون هر نه دن شیکایتچی اولوردوم.
آنجاق بیر گون بیر کیشی گوردوم
اونون آیاغی یوخودو
ای بویوک تانری
منه کومک ائت
بیرینین نئجه یول یئریمه سی حاقیندا
 قضاوت ائتمک ایسته دییم زامان
بیر آز اونون باشماقلاری ایله یئرییه بیلم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 19:18  توسط اؤزوم  | 

اوجوزلوق هایاندا قالدین
بئله باشیوا دوالاننام
نئجه بیز سنی ایتیردیک
دا سنین اوزون گورونمز.
هرشئی قیمتی قاخلمیش
چوره یین دوزون سودونده
نه دیم کی آی اوجوزلوق
دای اولوم ده باهالانمیش
ائویمزده ات یاغ اولمور
یارالاریمیز ساغ اولمور
نیه دردلریم داغ اولمور
باهالیق یئرینده دورموش
اوجوزلوق هایاندا قالدین
بئله باشیوا دوالاننام
نئجه بیز سنی ایتیردیک
دا سنین اوزون گورونمز.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 22:54  توسط اؤزوم  | 

روزنامه چی! مزخرف ترین کار دنیا

 یکی نوشته بود که روزنامه نگاری زیباترین شغل دنیاست. نمی دانم این آقا با چه دلیلی این فرضیه موهوم را نوشته است ولی من به کلی با این شغل مشکل دارم.

درست است که اکثریت مطالب این وبلاگ در یک نشریه چاپ می شود و این هم درست است که من در اکثر مواقع ژست یک روزنامه نگار منتقد را به خود می گیرم و به این و آن فخر می فروشم که بعععله من هم روزنامه نگارم. ولی آیا روزنامه نگاری فی الواقع زیباترین شغل دنیاست؟

خوب جواب من نه است. اولا که هر کس به دنبال یک کار پر درآمد و کم دردسر است غلط می کند به دنبال روزنامه نگاری می رود. اینکه یک شغلی کمترین درآمد و بیشترین زحمت را برای آدمی داشته باشد باید هم جز کارهای سخت و زیان آور باشد.

شما می توانید هر آنچه را که دوست دارید بنویسید ولی عمرا این نوشته هایتان بدون دخالت قیچی در نشریه چاپیده شود.

فکر نمی کنم شما با من مخالف باشید که هر ننه قمری می رسد دق دلی خود را سر روزنامه ها خالی می کند. منظورم هیات نظارت و اینجور جاها نیست! حتی این تبریزلی نرگیز هم سبزی را روی برگ روزنامه پاک می کند.اگر احتمالا رنگ فکر شما چیزی بین سبز لجنی و سبز نخودی! باشد که دیگر کارتان تمام است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اردیبهشت1389ساعت 22:54  توسط اؤزوم  | 

بیزیم فاطما!

نه ایش گورور نه درس اوخور بو فاطما

بو قیز نیه ائوده قالیب آی آلله

منیم سوزوم یوخدو اوتورساائوده

اونون گوزو دئوده قالیب آی آلله

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 13:25  توسط اؤزوم  | 

تعبیر یک سخن

چند روز پیش در هتل 5 ستاره ائل گلی (پارس!) مراسم معارفه و تودیع مدیرکل تربیت بدنی آذربایجان شرقی برگزار شد و یکی رفت و دیگری آمد.

در این مراسم یکی از مسئولان سازمان تربیت بدنی به نام حاج آقا نجفی که به تبریز آمده بود برای اینکه ثابت کند ورزش در کشور همگانی شده است به این نکته اشاره کرد که والدین فرزندان خود را به باشگاهها و ورزشگاهها می برند و چند ساعت منتظر می مانند تا ورزش کودکانشان تمام شود و آنها را به خانه برگردانند.

به زعم این مسئول این امر یعنی منتظر ماندن والدین در کنار ورزشگاهها نشانه توجه آنها به ورزش بود. ولی من فکر می کنم ماندن والدین در کنار ورزشگاه نه به دلیل علاقه مندی به ورزش که به دلیل عدم احساس امنیت فرزندانشان است. حال درستی یا نادرستی این احساس والدین که در مدارس نیز مشاهده می شود جای بحث دارد!

"چوخ سیاسی"

+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 21:28  توسط اؤزوم  | 

داستان کلاغ و قوچ و تراختور

روزی از روزها کلاغی بر سر درختی نشسته بود و پرواز عقابی را تماشا می کرد. عقاب بر روی گله گوسفندی پرواز می کرد. این عقاب ما بعد از چند بار دور زدن در بالای سر گله گوسفندان با سرعت تمام  از آسمان به سوی گله شیرجه زد و تا گوسفندان به خود بیایند با چنگالهای تیزش بره ای را به چنگ زد و به پرواز در آمد.
کلاغ قصه ما هم که نظاره گر این ماجرا بود به خود گفت: اگر پسر عموی من عقاب فقط به یک بره اکتفا می کند از بی عرضگی اوست. من همین الان می روم و گوسفند بزرگی را شکار می کنم و می خورم.
باری کلاغ قصه به پرواز در آمد  بعد از اینکه چند دور بالای گله گوسفندان پرواز کرد نگاهش به قوچ بزرگی افتاد و هوس کرد که آن قوچ را با چنگالهایش شکار کند. پسر عموی عقاب یا همان کلاغ قصه ی ما به سوی قوچ نگون بخت! شیرجه زد و چنگالهایش را در پشم قوچ فروبرد.
قوچ از همه جا بی خبر وقتی به پشتش نگاه کرد و دید که کلاغی قصد شکارش را دارد آنچنان شروع به خنده کرد که بر اثر خندیدن زیاد از هوش رفت. کلاغ قصه ما هم هر کاری می کرد نه می توانست قوچ را از زمین بلند کند و نه اینکه چنگالهایش را از بین پشم های قوچ جدا سازد.
بالاخره چوپان وقتی کلاغ و قوچ را دید با دگنکش به سراغ کلاغ رفت و به او یک کتک حسابی زد و با هزار زحمت چنگالهای نحیف کلاغ را از پشم قوچ جدا کرد
--------------------------------------------------------------------------------
توضیحات دوزسوز ایبراهیم:
۱- دگنک: نوعی چوب دستی محکم که نمی شکند ولی ممکن است سر هر کسی را بشکاند
۲- این حکایت هیچ ربطی با ادعای یک موسسه کوچک مالی در رابطه با تصاحب تراختور ندارد. بی خودی ذهن خود را مشغول نفرمایید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت 16:40  توسط اؤزوم  | 

خرناسه های یک خوک جنتلمن

چوخ سیاسی: زمان بچگی خوابی را چندین بار و شاید بیشتر از صد بار می دیدم. خواب می دیدم سوار صندلی عقب یک ماشین روباز شده ام و در شهر گردش می کنم خانه های شهر عینا خانه های روستای کندوان بود. به کف خیابان که نگاه می کردم همه اش گل و لای بود و کثافت.

از ماشین که پیاده می شدم هر کاری می کردم کفشهایم و لباسم گل آلود و لجن آلود نشود نمی شد که نمی شد. این گل آلود شدن به کابوسی تبدیل شده بود برای من. هر وقت این خواب را می دیدم آخرش از سر تا پا در لجن و گل فرو می رفتم و از خودم و شهر خوابهایم متنفر می شدم.

در ادامه این خواب با همین اوضاع و احوال گل آلود وارد باغی می شدم که تمامی درختانش خشک خشک شده بود. در این باغ بیشتر از تعداد درختان جک و جانوران عجیب و غریبی بودند که من از تک تک آنها می ترسیدم.

دوستی می گفت:  این روزها وقتی خوب به اطرافیان و خودم نگاه می کنم می بینم شبیه خوکها شده ایم. توی کثافت غرق شده ایم و نمی بینیم. اجتماع متعفن خوکها! خوکهای جنتلمنی که همگی خود را به نفهمی زده اند! انگار نمی بینند و نمی دانند. نوعی تحمیق خود خواسته . انگار خوکی به خودش دروغ بگوید. انگار خوک چاقوی قصابی مسیحی را دیده است و هنوز باور ندارد که خوراک شام خانم آقای قصاب خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 فروردین1389ساعت 21:12  توسط اؤزوم  | 

تبریزین کوچه لری دولان با دولان

قارا گیله دولان با دولان

جیبینده پولون یوخدو گئت آیری دولان

قارا گیله گئت آیری دولان

بلی اگر جیبینیزده پولونوز یوخدورسا تبریزین دولان با دولان کوچه لرینده دولانماق یئرینه باشینیزی آشاغی سالین و گئدین فهله میدان لارینین بیرینده دایانین بلکه بیر گون سیزه ده بیر ایش تاپیلدی. البته باشقا ایش لر ده گوره بیلرسینیز. ولی من بو ایشلری تایید ائتمه دییم اوچون بوردا یازمیرام.


+ نوشته شده در  جمعه 20 فروردین1389ساعت 21:28  توسط اؤزوم  | 

هه ائله بویوموز قالمیشدی کی ایلیمیزده فافلان ایلی اولسون. هر نه ییمیز کی یئرینده دیر. قوی ایلیمیزده قافلان ایلی اولسون.

من کی بو ایللرین آدلانما فلسفه سیندن باش چیخارا بیلمه دیم. ولی بو ایل مثلا تولکو ایلی یادا دوغوز ایلی یادا نه بیلیم مئیمون ایلی اولسایدی داها یاخشی اولاردی. اصلا بونلارین یئرینه بو ایل گرک کافتار اوستونده اولایدی . یادا گور ائشن!

سیز جه اصولا قافلان ایلی یاخشی ایل اولاجاقمی دیر؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 فروردین1389ساعت 12:28  توسط اؤزوم  | 

باد 1388 خارج شد

خوب شاید این تیتری که من "دوزسوز ایبراهیم" برای نوشته آخر سال انتخاب کرده ام زیاد خوشایند نباشد. ولی قبول کنید که سال خیلی مزخرفی را پشت سر گذاشتیم. (به فرموده آقای چوخ سیاسی لطفا برداشت سیاسی نکنید!) البته ناشکری هم نکنیم . این چوخ سیاسی اعتقاد دارد که من سال آینده با یک برنامه ریزی درست و با فروش لبلبی هایم می توانم پول پله حسابی برای خودم دست و پا کنم. ولی من که چشمم آب نمی خورد.

به هر حال این ماموریت خطیر از جانب تبریزلی نرگیز و چوخ سیاسی به من داده شد که آخرین پست سال نو را بنویسم. البته این تبریزلی نرگیز اصرار داشت که این پست را ترکی بنویسم ولی چون من سواد ترکی ندارم به فارسی نوشتم. البته من نیز مانند علی دایی به آذربایجانی بودن خودم افتخار می کنم.

بایرامینیز موبارک اولسون

نئچه بئله بایراملارا چیخاسینیز

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت 17:49  توسط اؤزوم  | 

دوزسوزام دوزوم یوخدو
دئمه یه سوزوم یوخدو
سون چرشنبه گلیب دی
دردیمه چوزوم یوخدو!

* * *
بوردان گئتدی بیزیم قیز
عشقه یئتدی بیزیم قیز
آوروپالی اولاجاق
اورا سئت دی بیزیم قیز

* * *
عزیزینم بورا گل
من بوردایام بورا گل
اورادا هئچ نه یوخدو
جهنم اول بورا گل

* * *
گوزونده قالدی گوزوم
سنه قوربان من اوزوم
ائله بورون شیشیرتدین
آغزیمدا قالدی سوزوم

* * *
عزیزیم پولا قوربان
هر نه ییم پولا قوربان
پولسوز دوستو سایمارام
دوستوم دا پولا قوربان

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اسفند1388ساعت 22:37  توسط اؤزوم  | 

بچه پولدار بی چشم و رو

پسر لندهور این استاد ما با ماشین مادرجانشان در فلکه بزرگ ولیعصر مزاحم یک خانم شده است . این بچه پولدار لوس وقتی با بی اعتنایی آن خانم مواجه شده با ماشین مادرجانشان محکم به سپر ماشین خانم فوق الاشاره ضربه می زند و باعث شکستن چراغ عقب ماشین خانم می گردد.

وقتی خانم از ماشین پیاده می شود و اعتراض می کند این پسر با بی شرمی تمام طوری با خانم حرف می زند که خانم از کوره در می رود و داد و هوار و کلانتری و ...

البته فکر نکنید پسر مورد اشاره ما در مورد ماشین و تصادف حرف زده است. نه! این یکی یک دانه استاد با اعلام اینکه ماشین را به ماشین تان زدم تا آشنا شویم و دوست شویم! کفر خانم مورد نظر را در آورده است.

حالا بگذریم از اینکه خانم مورد نظر دوبرابر این پسره هرز و بی وجود سن داشت و جای مادرش بود. وقتی از کلانتری با این استاد تماس گرفتند این استاد با واسطه کردن دو سه تا گردن کلفت و کلی زبان بازی و خایه مالی توانست رضایت خانواده و خود این خانم را جلب کند. منتها شرط خانواده این بود که پسر نمک به حرام این استاد نیز باید اظهار شرمندگی کند و معذرت خواهی نماید.

استاد هم با هزار التماس و قربانت بروم از پسر بی عرضه اش می خواهد که معذرت خواهی کند ولی پسر لندهور نه تنها حاضر به معذرت خواهی نیست بلکه بر سر پدر (استاد) داد می زند که چرا از من چنین چیزی را می خواهی. به علت اینکه خوابم می آید نمی توانم ادامه این داستان مزخرف را بنویسم

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اسفند1388ساعت 6:15  توسط اؤزوم  | 

اعتراض شدید دوزسوز ایبراهیم به روز جهانی زن:
 روز جهانی مرد حق مسلم ماست

تبریزلی نرگیز روز یکشنبه به همراه تعدادی از ضعیفه ها به کوه صعب العبور عینالی صعود کرد و با این کار شاق روز جهانی زن را گرامی داشت. نزدیکی های ساعت ۱۲ که تبریزلی نرگیز با پای لنگان از کوه پایین می آمد با دوزسور ایبراهیم مواجه شد. دوزسوز ایبراهیم با بنده چوخ سیاسی مشغول سخنرانی بود!
دوسوز ایبراهیم این روزها به دلایلی که خودش می داند مخالف روز جهانی زن است. وی اعتقاد دارد که این مردها هستند که مورد ظلم قرار گرفته اند و نه زنها! وی آرزو دارد این شعار جهانی شود که:" روز جهانی مرد حق مسلم ماست".
دوزسوز ایبراهیم با اشاره به فیس و افاده های فعالان حقوق زنان می گوید: خوب این ضعیفه ها با ناز و کرشمه قسمت اعظم مردان را فریب داده اند و آنان را با شعارها و آمال خودشان همراه ساخته اند ولی آیا شما می توانید نصف تعداد فعالان حقوق زنان فعالان حقوق مردان نیز پیدا کنید؟ دوزسوز ایبراهیم خودش نیز پاسخ می دهد: خیر!
دوزسوز ایبراهیم با اشاره به قوانین ضد مرد از جمله قانون کزایی مهریه و نفقه می گوید: هزاران مرد شریف از سر این قانون ها در زندانها آب خنک می خورند و هستند هزاران زنی که با سو استفاده از این قانون مردانی را به خاک سیاه نشانده اند.
الغرض دوزسوز ایبراهیم اعتقاد دارد در حقیقت مردان مظلوم هستند و نه زنان
پس من چوخ سیاسی هم نتیجه می گیرم که


روز جهانی زن مبارکشان باشد
و
روز جهانی مرد حق مسلم ماست!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1388ساعت 23:16  توسط اؤزوم  | 

رویاهای دوزسوز ایبراهیم

از وقتی که به یاد دارم دوست داشته ام در دوران بسیار قدیم به دنیا می آمدم. خوب خیلی ها اعتقاد دارند که متعلق به زمان خودشان نیستند و بهتر بود در چند صد سال دیگر به دنیا می آمدند این افراد برای این آرزوی خود هزاران دلیل هم دارند.

منتها همانگونه که من گفتم من یکی دوست دارم حداقل در ۲۰۰۰ سال پیش به دنیا می آمدم. برای این آرزویم هزاران دلیل دارم. ولی چند تایی که الان ساعت سه و نیم نصف شب به ذهنم می رسد را برایتان می نویسم.

نبود ساعت: یکی از دلایلم همین وجود ساعت است. آن موقع ساعت نبود و من مجبور نبودم برای رفتن به موقع سر کار هی زنگ ساعتم را کوک کنم.

نبود تلویزیون: خوب معلوم است اگر می خواهید لاغر شوید من توصیه می کنم بشینید و به برنامه های آبکی تلویزیون آن هم از نوع شبکه سهند نگاه کنید. برای اینکه لاغر تر شوید می توانید به برنامه های مزخرف و زبان من در آوردی فاذری برنامه های تلویزیون تبریز نیز نگاه بیاندازید. ولی اگر در دو هزار سال پیش بودم مجبور نبودم تلویزیون نگاه کنم.

اقلام دیگر: شما می توانید بسیاری از وسایل را که باید برای راحتی من و شما به کار روند ولی برای دیوانه کردن من و شما کاربرد دارند رااضافه کنید

اختراع: من اگر دو هزار سال پیش به دنیا می آمدم می توانستم ۲۰۰-۳۰۰ اختراع داشته باشم و فرد ثروتمند و مشهوری می شدم.

عدم احتیاج به رای دادن: حالم به هم می خورد.

ارزش دادن به حیوانات: خوب واضح است که در دو هزار سال پیش ارزش اکثریت انسانها در اکثر جوامع کمتر از گاو و گوسفند بود و مثلا یک کشاورز اگر گاوش و پسرش می مردند بیشتر از پسرش برای گاوش ناراحت می شد.

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 3:49  توسط اؤزوم  | 

زمستان در کوههای آذربایجان حال و هوای دیگری دارد. "کهلیک" را می شود در این زمانها شکار کرد. خوب همه شما می دانید که کهلیک ها در زمستان به هوای اینکه شکارچیان نبینندش سرش را به برف فرو می کند.

حکایت برخی از ماها هم همین است. ما اصلا سرمان را به دنیای مزخرف و شخصی خودمان آنقدر فرو می بریم که اگر دنیا را آب ببرد ما را خواب می برد. البته بسیاری از ماها عمدا خود را به خواب می زنیم یا اینکه با اینکه می دانیم فرو بردن سر در برف مانع از دیدن ما توسط شکارچی نمی شود باز هم سرمان را در برف فرو می بریم.

کهلیک کیمی سوزمه گوزل

اوره ییمی اوزمه گوزل

دونیا ظولماتدی ضولوم دی

بو ظولمته دوزمه گوزل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اسفند1388ساعت 21:3  توسط اؤزوم  | 

سیاست یک بام و دو هوا

از حدود چهار پنج سال پیش تبدیل شده ام به یک آدم محافظه کار. من اکثر اوقات در مواجه با افرادی که نظرات آنها را درست نمی دانم یا با لحن ملایمی سعی می کنم به آنها بگویم که همه مثل آنها فکر نمی کنند یا اینکه می گویم من غیر از این فکر می کنم. در حالی که خودم می دانم باید به برخی از این افراد گفت: آقای فسیل، آقای شستسوی مغزی داده شده تو غلط فکر می کنی!

دو روز پیش با یکی از همین افرادی که دوست دارند دیگران ایشان را استاد خطاب کند و خودشان هم در پایین نوشته های مزخرف و غیر ادبی شان قبل از نام نامبارکشان کلمه استاد هرگز از یادشان نمی رود بحثمان شد.

موضوع بحث بر سر دریای خزر و خلیج فارس بود. استاد از اینکه عرب ها نام خلیج فارس را تحریف کرده اند شاکی بود. در عین حال وقتی از ایشان در مورد تحریف نام اسامی شهرها، محلات، روستاها، نامهای جغرافیایی، رودها و حتی دریاهای کشور سوال کردم سعی کرد با توجیحات صدمن یک غاز جوابم را دهد که نتوانست و حسابی کنف شد.

این استاد در مورد تغییر نام تاریخی و دوهزارساله دریای خزر به مازندران توجیه کودکانه ای داشت و می گفت باید نام دریاهای اطراف ایران را ایرانی کنیم . این استاد برای اینکه کم آوردن خود در مورد تغییر نام خزر را توجیه کند اینطور توجیه می کرد که" در مورد خلیج فارس چون قسمت اعظم سواحل خلیج فارس متعلق به ایران است پس کشورهای عربی نمی توانند و نباید نام آن را تحریف کنند. در مورد خزر هم چنین خزعبلاتی داشت.

من به این استاد گفتم: ای استاد این خزعبلات چیست چرا سیاست یک بام و دو هوا را ول نمی کنید و این بحث علمی و منطقی را خراب می کنید؟ همانگونه که نباید نام خلیج فارس تغییر کند همچنین نباید نام دریای خزر، نام شهرها ، روستاها، نهرها، کوهها رودخانه ها و... نیز دچار تحریف و تغییر شود.

این استاد بی سواد هم در برابر منطق من کم آورد و با تغییر بحث به شعر مدرن و نو و این چیزها سعی کرد موضوع را عوض کند. هرچند که با هر کلمه استاد در مورد دیدگاهش به شعر بیشتر به بی سوادی او  پی می بردم ولی من هم دوست داشتم بحث را عوض کنیم. به همین خاطر سعی کردم "هن" هایش را بگویم. چوخ سیاسی

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اسفند1388ساعت 0:45  توسط اؤزوم  | 

سیچان: آی "ایگوانا" قارداش گل ایکی کلمه دانیشاق.
ایگوانا: دانیشاق دا..
سیچان: حالیمی سوروشما، بورا گلنده منی بیر جاگوار قووالادی. الیندن چتین قورتولدوم والله.
ایگوانا: شوکور.
سیچان:  هله جاگوار بیر شئی دئییل. زهرلی ایلانلاردا وار بوردا. منیم بیبی اوغلومو بو ایلانلارین بیری اوتدو. ایندی چوخ کدرلی یم چووووخ!
ایگوانا: هه نه ائتمک اولار کی؟!
سیچان: هله... یاشاییش دا بئله شئی لر چوخ دو. گونلرین نئجه کئچدیینی هئچ آنلاماق اولمور. سن سن اول. گئجه یاریسی یووادان ائشیگه چیخما!
ایگوانا: هن... سن دوز دئییرسن.
سیچان: اهه ... سن ده ائله بیل هئچ دانیشماق باشارمیسان ها... داریخدیم. من گئدیرم.
ایگوانا: یوخ جانیم.
سیچان: آخی قارداشیم هئچ دانیشمیرسان. من دئدیم ایکی کلمه دانیشاق کونلوموز آچیلسین.
ایگوانا: متابولیزم مسئله  سی. بیز سویوق قانلی حئیوانلادانیق. ایستی دوشسه بئله حالسیز اولاریق.
سیچان: یوخ بابا؟ بونو اول ده دئ دا. سبب سیز یئره بیربیریمیزی ناراحات ائده جه یدیک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 بهمن1388ساعت 21:30  توسط اؤزوم  | 

بوینوم چوخ یوغوندور هر ایش گوره رم

ایسته سن ده بودور ایسته مه سن ده

ایستی آشینیزا من سو توکرم

ایسته سن ده بودور ایسته مه سن ده

...

ائله بو دورد مصرع دن سونرا آقای چوخ سیاسی نین شعر بولاغی مقطعی حالدا قورودو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 1:11  توسط اؤزوم  | 

شهرداری تبریز میدان دام را به میدان انسان تبدیل می کند

اصلا تعجب نکنید و این خبر را دروغ ندانید. اگر شما تبریزی باشید حتما می دانید که در محله یئکه توکانلار ( حوالی این محله) محل قدیمی کشتارگاه تبریز قرار دارد. در کنار این کشتارگاه میدانی وجود داشت که روستاییان اطراف تبریز دامهای خود را برای فروش به کشتارگاه و یا قصابهای زیرزمینی به این میدان می آوردند. رفته رفته این میدان به مال میدانی  (میدان دام) شهرت یافت.

اخیرا با انتقال کشتارگاه تبریز به بیرون شهر این میدان نیز فلسفه وجودی خود را از دست داده است. به جای صدها گوسفند و گاو که در این میدان منتظر فروش بودند اکنون صدها کارگر بی نوا در این میدان تجمع می کنند و منتظرند یک بنده خدایی کاری داشته باشد و آنها را برای روز فهلگی صدا بزند.

خوب شهرداری تبریز هم می تواند ادعا کند که در این میدان تغییر کاربری انجام داده است و این میدان را نیز به فهرست دهها میدانی که بیکاران و افراد جویای کار در آن تجمع می کنند و به امید پیدا کردن کار یکی دوروزه از صبح زود تا نزدیکی ظهر در آنجا منتظر می مانند اضافه کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 23:33  توسط اؤزوم  | 

90 و عادل فردوسی پور


هر گئجه اس ام اس آتدیم هارا گئتدی دوخسان؟

اس ام اس لر   هارا  گئتدی،  نیه منن یوخسان؟

عادیلین شوهرتینه  دیقت  ائدین  ای  دوستلار

آخی بیر دیر ایکی سی، ایشلری دیر بیر قادسدان!


گرک تازا بیر "قاسدان نامه"  چیخا اونون دایازاری فردوسی پور اولا!
+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 11:2  توسط اؤزوم  | 

رئيس سازمان مسكن و شهرسازي آذربايجان شرقي:
منبع: روياي مسكن مردم تبريز به وقوع مي‌پيوندد
سیز بو یازینی اوخویاندا نه دوشونورسونوز
من بئله دوشونورم
۱- تبریزده هئچ کیمین ائوی یوخدور و هامی رویادا یاشاییرلار
۲- تبریزلی لرین خیالی حقیقته چاتاجاق
۳- یکه دانیشماق بیزیم ساوادسیز مسئوللاریمیزین آراسیندا مد اولوب
۴- آغا دانیشماق باجارمیرسیز، دانیشماماق دا باشارمیسیز!؟
۵- مسئولان ما دچار توهم هستند و فکر می کنند که فقط آنها هستند که کار می کنند و قبل از آنها همه مشغول خیانت بودند
۶- بهره برداری سیاسی ممنوع
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1388ساعت 5:37  توسط اؤزوم  |