|
|
|
|
|
منيم نظريمي سوروشساز بو سئوگيليلر گونوندن قولاي! بير گون يوخدو. دونن خبرلرده اوخويوردوم كي عرب اؤلكه لرينده سئوگيلي لر گونو موناسيبتينه گول ساتانلار رز و قيزيل گول ساتماقدان چكينمه ليديرلر.بو دولت ياساغيدي! من ائشيتميشم عرب اولكه لرينده اينسانلار بير بيرين هئچ سئومزلر. آخي لئيلي مجنون تراژدي سيندن سونرا بو عرب قارداشلار سئومگين نه قدر آجي وئريجي بير حيس اولدوغونو و اونون سونو فناليغا چاتان بير يول اولدوغونو آنلاييبلار. بونون يئرينه عرب قارداشلاريميز سئوگي!؟ حيس لريني جوت جوت آروات!!! آلماقلا خرجله يييرلر. اونلار بو ايشه راضي اولماييب حتي ديليم لال كاباره لره گئديب ساعاتليق سئوگيلي كيرالاييرلار. خولاصه بيز كي سئوگيليسيزيك و بو گونون فايداسيز اولدوغونو دوشونوروك. سيز اوزونوز بيلرسيز! آقاي چوخ سياسي |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 11:7 توسط اؤزوم
|
|
||
|
|
|
|
|
تبريزلي نرگيز بيانات وئرير۲ جناب آياق يالين و ديللري ديش دورمايان بوتون خطاكار يازيچيلارا. سيز بيز فومونيستلره ساتاشسانيز ديك دابان باشماقلاريميزين داديني داداجاقسينيز. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 16:10 توسط اؤزوم
|
|
||
|
|
|
|
|
تبريزلي نرگيز بيانات وئرير چوخداندير سويوقلارا گوره محله نين بئكار آروادلار تشكيلاتينين سياسي اجتماعي جلسه لريني قورابيلمه مه دييميزه گوره منيم ده نئچه اييليق سوژه تاپماق سيخينتيم واريدي. آنجاق تاري يا شوكور بير ياندان مجليس سئچگيلري بير ياندان حدسيز حسابسيز آزادليق بير يانداندا بوغازيميزا قدر يئتيشن بو گوزل دئموكراسينين شرفينه چوخلو سوژه لر اليمه چاتيب دير. ائله اونا گوره ده بوندان بئله آقاي چوخ سياسي ايله بير گه آچديغيميز بو باشماق وئبلاقيندا سيزلري اوز درين مفكوره لريميزدن فايدالانديراجاييق. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 15:57 توسط اؤزوم
|
|
||
|
|
|
|
|
خط قرمز خطوط قرمزي كه سردبير مستضعف نشريه زير نوشتههاي تحويلي حقير »بسيار سياسي« كشيد، بيشتر از آنكه نشانگر خطاهاي انشايي واملايي بنده باشد، نماياننده خطوط قرمزي هست كه بايد در نوشتن اين ستون رعايت كنم. اين خطوط آنقدر قرمز هستند كه حتي نبايد راجع به ميزان قرمزي آنها در اين ستون چيزي بنويسم. فقط اين را بدانيد كه قرمزي اين خطوط از قرمزي صورت مستاجري كه سرماه از دادن اجاره خانهاش عاجز مانده بيشتر است. رنگ اين خطوط قرمز حتي از قرمزي لبوهاي لبو فروشي دوزسوز ايبراهيم (لبوفروش سركوچه مان!) نيز قرمز تر است. به نظر حقير »بسيار سياسي« مهمترينترين مسئله هفته گذشته آذبايجان شرقي زلزله هاي متوالي و متزلزل نيست. بلكه مهمترين رويدادي كه در هفته گذشته رخ داد، يخ زدن و مرگ چندين موش گربه كش در همين ميدان چايي خودمان است. از خدا پنهان نيست از شما هم پنهان نباشد. اين موشها علاوه بر اينكه چهره رودخانه تاريخي ميدان چايي شهر را عوض كرده اند باعث شده اند يك اولين ديگر به شهر اولين ها اضافه شود. اين موش ها ظاهرا و باطنا اولين موشهايي هستند كه از گربه ، سگ و حتي از آدميزاد نمي ترسند. حتي در چندين مورد نيز حمله اين موشها به انسانها گزارش شده است . پس به من حق بدهيد كه مهمترين موضوع هفته گذشته را نه زلزله بلكه مرگ اينموشهاي تاريخي شهر تبريز بدانم با احترام: آقاي » چوخ سياسي« شما مي توانيد به من راي بدهيد! hisiyasi@yahoo.com |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:28 توسط اؤزوم
|
|
||
|
|
|
|
|
انتخابات مجلس حقير چوخ سياسي اين روزها درگير فعاليتهاي مهم سياسي مي باشم به اين دليل فقط مي توانم به بازگويي خاطرات روزانه خودم بپردازم وبسيار متاسفم كه بگويم خوانندگان كمتر سياسي را از تحليل هاي خودم بي نصيب خواهم گذاشت. چهار روز پيش يكي از اعضاي حزب قهوه اي كه كانديداي مجلس شده است، بنده را به جهت دارا بودن بينش عميق سياسي و اجتماعي به محل ستاد غيررسمي انتخاباتي خود دعوت كرد . بنده سياسي از همه جا باخبر كه مي دانستم اين آقا فقط در مواقع اينچنين سراغ مارا نمي گيرد و حتي در خريد دكوراسيون منزل نيز نظر بنده را مي پرسد با جان دل به جلسه فوق رفتم. بايد عرض كنم اين حقير براي اينكه باعث ناراحت ي رفيق ديگرم در حزب زرد نشوم و در صورت پيروزي احتمالي اين رفيق او را نيز از دست نداده باشم ، بعد از جلسه با رفيق قهوه اي ، بلافاصله به سراغ رفيق زردم رفتم. اين رفيق زرد موقعي كه مرا در كاخ انتخاباتي خود مشاهده كردبا كمال مشتاقي و فروتني به استقبالم آمد و مرا چنان در آغوش گرفت كه احساستي شدم و مدت مديدي در حضور شان گريستم. رفيقم نيز وقتي احساسات پاك و بدون انتظار مرا ديد به سر اجدادش قسم خورد كه به خاطر نازنين افرادي مثل من اين فداكاري را كرده و وارد انتخابات شده است. بنده هم بعد از اينكه قول دادم تمام توانم را در جهت پيروزي ا اين رفيق در نتخابات بكار بندم از كاخ انتخاباتي ايشان نيز خارج شدم. براي ثبت در تاريخ مي گويم كه من هيچ نسبتي با حزب بنفش ندارم و كسي كه هشت سال پيش رئيس ستاد حزب بنفس در شهرمان بود فردي است كه شباهت اسمي با بنده دارد با احترام: آقاي » چوخ سياسي« شما مي توانيد به من راي بدهيد! hisiyasi@yahoo.com |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:24 توسط اؤزوم
|
|
||
|
|
|
|
|
تحليل هاي آقاي چوخ سياسي
اين آقاي دوزسوز ايبراهيم كه سر كوچه مان بساط لبو فروشي دارد هر از چند گاهي جلوي مرا مي گيرد و راجع به مسائل مهم و غير مهم سياسي و البته اجتماعي نظرات ارزشمند مرا مي پرسد.من هم كه هميشه مرد ميدان هستم و راجع به همه مسائل موجود راه حل هاي سياسي و اجتماعي داردم هيچ وقت ايشان را مايوس نمي كنم. ديروز كه براي خريد شامپوي سفارشي عيال مربوطه به بقالي حاجي قاسيم ارزان فروش مي رفتم ، دوزسوز ايبراهيم مرا ديد و ال -امان (الامان!) به پيشم آمد و گفت: دستم به دامانت آقاي چوخ سياسي. به دادم برس كه بيچاره شدم. من كه كف دستم را بو نكرده بودم كه بدانم چه مشكلي دارد. گفتم: عزيزم مشكلت چيست ؟ دوزسوز ايبراهيم نگاهي به دور و بر انداخت و بعد از اينكه مطمئن شد كسي اطرافمان نيست ماجرا را برايم تعريف كرد. گويا بعد از تعطيلي ضربتي قهوه خانه ها اين بنده خدا بساط قليان را در خانه برپا مي كند. سر همين موضوع هم نرگيز خانم كه يكي از اكابر زنان و جزو دارو دسته فمينيستهاي سه آتشه است و گويا بااسم تبريزلي نرگيز در مطبوعات تبريز مطلب مي چاپاند از خانه قهر كرده و خانه دوزسوز ايبراهيم را بي چراغ مي گذارد. من كه از شنيدن ماجراي دوزسوز ايبراهيم حسابي احساساتي شدم ابتدا به اطراف نگاه كردم تا كسي مراقبم نباشد. بعد از اطمينان از امنيت دوروبر به دوزسوز ايبراهيم گفتم: اخوي نگران نباش به زودي قهوه خانه ها باز خواهد شد و تو مي تواني دود قلياني را كه به خورد زن و بچه ات مي دادي به خورد باقي قليانكشان تاريخ ساز و تاريخي، بدهي! البته اشتباه نشود من طرفدار قليان و دود و دم و نماينده و تنباكو فروش و كارگر قهوه خانه و زغال فروش و ... نيستم. گفتم كه بدانيد! با احترام: آقاي » چوخ سياسي« |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:23 توسط اؤزوم
|
|
||